سیز دهم
دور از تکلف و قلمبه گویی! ساده و روان. بی هیچ درشت گویی و پیچیدگی.خانواده ای که با رنج بسیار پنج دختر قد و نیم قد را به ثمر می رساند و حالا در فصل شکوفایی و لقاح،گویی انگار باری معادل تمام این سال ها قرار است به یک باره بر این دوش ها سنگینی کند و ..
جین مثبت اندیش و فرزند ارشد خانواده بنت است.از هر جنس منفی ای، مثبت می سازد و عیب و ایراد هر انسانی را به نحوی می پوشاند که شاید یک برف سنگین زمستانی از عهده ی چنین کاری براحتی بر نیاید. پرده ی اغماض اش هر جایی پهن است . و الیزابت که او را گاهی الیزا و گاهی خیلی صمیمانه لیزی صدا می زنند مسئولیت فرزند دومی خانواده را داراست. این در حالی است که تصمیم های محکم ،مستدل و منطقی اش همیشه قابل تحسین برای پدرش بوده. لیدیا آخرین خواهر است و مری و کیتی تقریبا یک روح در سه کالبدند. بی ثبات و بی استحکامِ شخصیتی.سست و متزلزل.
غرور و تعصبمجید می گفت یک کتاب تمام عیارِ عاشقانه است. آخ،راستی مجید دوست دوران دانشگاهم است.اهل مطالعه و تشکیلاتی.با تعریف و تمجید های مجید بود که با یک پیش داوری به سراغ کتاب رفتم. تا آخرین لحظه از خواندنم، دنبال عشق و دوست داشتنی سیال بین واژه های کتاب بودم اما هرگز به چشمم نخورد. بیش تر به سریالی ساده و کش دار می مانست تا یک داستان عاشقانه و تمام عیار.
مترجم در اول کتاب دست به اعترافی می زند. این که نام کتاب این نیست. در حقیقت غرور و پیش داوری است اما ...
در هر حال کتاب را نباید دست کم گرفت. روزی برای خودش ابهت و جاه و جلالی داشته است. شاید امروز هم داشته باشد. لکن برای من آن جاذبه ای را که در دُن آرام و دارا و ندار بود و حتی منِ اوی امیر خانی؛ نداشت .تقصیر نویسنده نیست. من سلایق و علایق و انتظاراتم بی حد و حصر شده است.من باید خودم را کنترل می کردم که نکردم!
اتفاقاتی که در جریان شوهر کردن دخترها می افتد کُرک و یال خواستگاران مغرور را می ریزد.چه که در همین میان با پیش داوری ها اسباب وجدان درد و یک جا نشینی و تنهایی نیز برای عده فراهم می شود.همین ضرب و شتم های زبانی و فکر و سنجش های بعدی است که هر کسی پی به اشتباهش می برد و از دل همین نفرت ها و بیزاری ها عشقی جوشش می کند و راهی در میان قلب ها می یاید. آری این انعطاف همان چیزی است که ما اسمش را گذاشته ایم قلب. متنفر می شود و در جریان حوادث و در امدادها و یاری ها عاشق می شود و دلداده و شیدایی!
جین آستین. 445 صفحه. مترجم رضا رضایی
- ۹۴/۱۱/۰۱
برداشت و نظرتان در مورد این کتاب کاملا بجا منطقی هست.شاید از محسنات این کتاب این است که برداشت های مختلفی را پدید می آورد.