ششم
کتاب فضایی غیر قابل لمس و مجاز گونه دارد؛ فضایی که تنها می توان آن را از پشت شیشه و قاب تلویزیون و پرده ی سینما متصور بود!
دنیای قشنگ نو

همین فضای غریب حسی شبیه"ولش کن،بی خیال خواندن شو" به تو می دهد. هر لحظه دوست داری کتاب را کنار بگذاری و سرت را روی بالش گذاشته و بخوابی! شاید در خواب به لطف رویاهای رنگی بتوانی این فضا را برای خودت قابل رویت کنی.
نویسنده می کوشد با مدلی جدید و قالبی متفاوت نظام صنعتی و زندگی ماشینی را به استهزاء بکشد.آلدوس هاکسلی نویسنده انگلیس تبار به لطف دو ویژگی منحصر به فرد خودش؛واژه سازی و فرم پردازی این رمان را به قلم می کشد. همین دو خصوصیت است که علی رغم تلاش وی فضا را سخت و مشکل ساز می کند.رمان برای خواننده ی غیر بومی جانکاه است اما آن قدر هاکسلی هنر دارد که با شوک های به جا و گره هایی زیبا خواننده را ترغیب می کند تا به خواندن ادامه دهد.
سبک هایی نهفته درون نوشته ها پیدا است که برای نویسنده ای تازه کار و مستعد بسیار مفید و کاربردی است. به عنوان مثال:
لباس ها را باید می پوشیدند. پوشیدند!
نمونه ی این نوع نوشتن در کتاب آن بیست و سه نفر مشهود است.
- ۹۴/۰۶/۲۹