نیوتن از کنش و واکنش گفت و میخائیل شولوخف آن را چونان ماهی که در شیشه شکسته ها هزار بار تکرار شده باشد،نشان می دهد.جایی که گریگوری به درون قلب زنِ استپانِ سرباز -آکسینیا-نفوذ می کند و او را با سیاست اسب تروا از آن خود می کند! هر چند رفتارهای نامهربان و بی اخلاقی های مدام استپان خود کنشی بود که این چنین واکنشی را به دنبال می داشت!
جلد اول
دُن آرام

اما زن گربه است:هرکسی که نوازشش کند خودش رو به او می مالاند! نباید به زن اعتماد کرد،نمی شود اطمینان داشت! با این حال کافی است تا گریگوری برای خدمت سربازی فراخوانده شود!چهار سال! آن وقت آکسینیا با آن آتش و حرارت عشق و زنانگی اش چگونه کنار خواهد آمد! شاید در دل دوست ندارد به گریگوری هم خیانت کند اما هر کنشی واکنشی دارد و حال نوبت گریگوری بود تا جواب آن شب دیوانه کننده ای را که برای استپان رقم زده بود بدهد! و داد. آکسینیا در آغوشِ..
ناتالیا دختری زیبا. هجده ساله. موهای طلائی ابروهای کمان و ترکیبی کاملا فریبا! کافی است